مولاژ در طراحی لباس


وقتی مدل‌ها و سلبریتی‌هایی با لباس هایی با خلاقیت‌های باورنکردنی در نمایشگاه های مد می بینید، نفس‌گیر به نظر می‌رسد. اما، آیا می دانید که زیبایی این چنینی با پیروی از یک سری اصول دقیق به دست می آید؟

زبان طراحی مجموعه ای پیچیده و منطقی از قوانین است. اصولی در طراحی مد وجود دارد که به طراحان کمک می کند تا هر لباسی را به یک شاهکار تبدیل کنند. این اصول طراحی مد وظیفه ساختار دادن به طراحان مد را برای ایجاد فضاهای زیبا بر عهده دارد.

در طراحی لباس، دامن، شلوار، تاپ، کت و شلوار یا ترکیب آن ها، یک طراح مد باید از این اصول برای تولید لباس های شیک و کاربردی استفاده کند. این عناصر و اصول طراحی در لباس چیست؟ بیایید آن ها را در این مقاله بررسی کنیم.


اصول طراحی مولاژ

ریتم

در طراحی مد، ریتم به تکرار الگوهای بصری اشاره دارد. این تداوم حرکت سازمان یافته است و به آن عود نیز می گویند. چهار عنصر در این مورد وجود دارد که برای ایجاد حس هیجان و پویائی در طراحی استفاده می شود. اینها چشم را از یک عنصر به عنصر دیگر می کشاند.

تکرار

یعنی استفاده از یک عنصر بیش از یک بار در یک طرح. این یک راه عالی برای هدایت چشم در یک طرح است. یک رنگ، الگو، خط، بافت یا هر عنصر دیگر چندین بار در یک طرح تکرار می شود. از ترکیب اینها می توان به طور مکرر برای ایجاد ریتم بصری استفاده کرد.

پیشرفت

زمانی است که طراح یک عنصر را می گیرد و یک گرادیان را برای یک یا چند کیفیت آن اعمال می کند. می توان اندازه عناصری مانند شکل، خط یا رنگ را کم یا زیاد کرد. این باعث ایجاد جذابیت بصری می شود، زیرا بدون تغییر، تکرار می تواند یکنواخت به نظر برسد.

انتقال

به جزئیات بصری اطلاق می شود که به آرامی چشم را از یک ناحیه به ناحیه دیگر حرکت می دهد. یک طراح می تواند از یک خط منحنی برای رسیدن به این جلوه بصری استفاده کند. این هم نمونه دیگری از تکرار با تنوع است.

کنتراست

که در آن دو عنصر متضاد را در کنار یکدیگر قرار می دهید. به عنوان مثال، قرار دادن الگوهای سیاه و سفید روی لباس یا استفاده از دایره ها و مربع ها در کنار هم در یک الگو است. اگر این اصل بد به کار گرفته شود، می‌تواند آزاردهنده باشد و اگر به خوبی اجرا شود، زیبا است. برای جلوگیری از غلبه بر آن، باید به طور ماهرانه انجام شود.


تاکید بر نقطه کانونی یا مرکز جاذبه

این عنصر ضروری طراحی در مد توجه را به قسمت خاصی از بدن یا لباس جلب می کند. این کار به روش‌های مختلفی انجام می‌شود، مانند استفاده از اندازه‌ها، رنگ‌ها، بافت‌ها، شکل‌ها و غیره. این موارد شامل تزیینات، مانند پولک‌ها، برش‌ها، دامن‌های پپلوم، آستین‌های وغیره است. این کار به این صورت است که توجه بصری را به یک منطقه خاص جلب می کند، بنابراین توجه را به مناطق دیگر کاهش می دهد. اگر کسی می‌خواهد شانه‌های خود را برجسته کند، می‌تواند یک لباس یقه دار یا تاپ را انتخاب کند. دامن گشاد کمک می کند تا توجه را از بالاتنه دور کنید. یک نمونه محبوب، آستین های پفی است که لباس های عروسی دهه 1980 را این گونه طراحی می کردند.

تعادل در مولاژ

در مد، این اساساً توزیع برابر وزن بصری است. طراحان از این اصل برای ایجاد یقه، خطوط لبه، درز و موارد دیگر استفاده می کنند. اینها به مفهوم فیزیکی ما از تعادل داخلی مربوط می شود. اگر این اصل به طور موثر مورد استفاده قرار نگیرد، بیننده احساس ناراحتی می کند و طراحی از نظر بصری ناپایدار به نظر می رسد. بنابراین، ایجاد ثبات کلی با چیدمان مؤثر جزئیات و بخش‌های لباس با در نظر گرفتن این اصل مهم است. متقارن و نامتقارن دو نوع اصلی تعادل هستند.

تعادل نامتقارن یا غیررسمی زمانی است که طراح یک شی را با استفاده از آن به روشی خاص در تکرار چیدمان عناصر طراحی نابرابر جلوه می دهد. اجرای موثر تعادل نامتقارن دشوار است. به عنوان مثال، لباس یک شانه می تواند جالب به نظر برسد. اما آیا یک کت با یک یقه بزرگتر از دیگری خوب به نظر می رسد؟ بدون شک پاسخ منفی است.

تعادل متقارن یا رسمی زمانی ایجاد می شود که عناصر خاصی از یک شی به طور مساوی در آرایش عناصر طراحی تکرار شوند. این کار به گونه ای انجام می شود که به نظر می رسد اجزا برابر هستند. به عنوان مثال، یک خط سجاف مستقیم به طور متقارن متعادل است زیرا در هر جهت یکسان به نظر می رسد.



نسبت مولاژ در طراحی لباس

اصل تناسب به نسبت یک عنصر به عنصر دیگر در یک طرح اشاره دارد. این اصل به طراحان کمک می کند تا اندازه و شکل بسیاری از عناصر مربوط به یکدیگر را انتخاب کرده تا یک جلوه کلی دلپذیر ایجاد کنند. احساس با هم بودن زمانی ایجاد می شود که بخش های مختلف (مقدار، اندازه یا اعداد) به یکدیگر مرتبط باشند.

وقتی کسی طرح ماشینی را می کشد، باید لاستیک ها را متناسب با بقیه بدنه خودرو در نظر بگیرد. این یک رابطه نسبتا هماهنگ بین اندازه لاستیک ها و بدنه خودرو ایجاد می کند.

به طور مشابه، وقتی دو یا چند عنصر (مانند رنگ، کمیت و اندازه) به نسبت ایجاد شوند، خوب به نظر می رسد. اگر این اصل مورد استفاده قرار نگیرد، طرح نهایی می تواند عجیب و «بی تناسب» به نظر برسد.

این اصل بر اساس قاعده ای بنام «میانگین طلایی» یا «نسبت طلایی» است که توسط ریاضیدانان یونانی توسعه داده شد و در بسیاری از رشته های مرتبط با طراحی نقش اساسی دارد.



وحدت یا هارمونی در طراحی لباس

وقتی طراح مد تمام عناصر را به گونه‌ای کنار هم قرار می دهد که برای ایجاد یک زبان طراحی یکپارچه گرد هم می‌آیند، از اصل وحدت استفاده می‌کنند. این اصل به هارمونی نیز معروف است و هنگامی که به طور موثر اجرا شود، یک لباس به طور کلی خوب به نظر می رسد.

هر یک از عناصر طراحی، عناصر دیگر را تقویت می‌کند. این اصل تضمین می کند که طراحی آشفته یا بی روح به نظر نمی رسد. هدف اصلی هر طرح دستیابی به حداکثر مقدار وحدت بین عناصر تا حد ممکن است.

اگر علاقه مند به یادگیری این اصول طراحی در مد هستید، در بهترین موسسه طراحی مد در مجتمع فنی ونک ثبت نام کنید.

این دوره به کارآموزان اجازه می دهد تا مدیران خلاق، طراحان لوازم جانبی، طراحان لباس، محققین مواد، طراحان گلدوزی و سطوح، و تصویرگران مد شوند. نقش های دیگر عبارتند از بازاریابی، طراحی ظاهر، توسعه محتوا، کار کیوریتوری و تحقیق و نوشتن در خصوص مد.

سفری رنگارنگ و هیجان انگیز را به دنیای مسحورکننده مد در یکی از بهترین موسسات طراحی مد در تهران آغاز کنید.


برگردان به فارسی: سولماز همدانی

کاری از تیم تولید محتوای مجتمع فنی تهران نمایندگی ونک