نشستن غبار فراموشی بر سبک غنی معماری ایرانی- اسلامی در ابنیه مسکونی به‌گونه‌ای است که دیگر نمی‌توان نام و نشانه‌ای از معماری اصیل ادوار گذشته در بناهای فعلی مشاهده کرد. معماری ایرانی-اسلامی عنوان و واژه غریبی در تاریخ این مرزوبوم به شمار نمی‌رود و همچنان نشانه‌هایی از شکوه، عظمت و جلال این سبک خاص از معماری را می‌توان در آثار و ابنیه‌ به‌جای مانده از دوران گذشته در شهرستان های تاریخی همچون رباط‌کریم مشاهده کرد.
آثار و ابنیه متعدد، متکثر و متنوع معماری ایرانی- اسلامی در این مرزوبوم، مؤید تبحر، هوش و توانمندی برجسته و منحصربه‌فرد معمارانی است که با درآمیختن فن ساختمان‌سازی و الهام گرفتن از ارزش‌ها و مفاهیم ایرانی- اسلامی به خلق آثار و ابنیه‌ای مبادرت ورزیده‌اند که برخی از آن‌ها بعد از گذشت قرن‌ها، همچنان شکوه و عظمت خاص خود را حفظ کرده‌اند.

چند سالی است که معماری کلاسیک نه تنها موردپسند بسازوبفروش‌ها بلکه خیل عظیمی از مردم مناطق مرفه‌نشین و به طبع سایر شهرستان‌ها که رباط‌کریم و بهارستان هم از آن مستثنی نیستند نیز قرار گرفته است. این نوع از معماری که به تقلید از عناصر معماری رومی و یونانی می‌پردازد، معماری پرزرق و برقی است که پر از تزئینات است و با پدید آمدن معماری مدرن در غرب که شعار آن "تزئینات جنایت است" می‌باشد، رو به افول نهاد و از معماری درجه یک بسیاری از کشورهای غربی کنار گذاشته شد، چراکه در عصر مدرن نیاز به یک معماری مدرن برای انسان‌های امروزین حس می‌شد اما معماری صلب و سنگین که متعلق به بیش از دو هزار سال پیش بود، نمی‌توانست نیازهای وی را پاسخگو باشد. از همین رو سردمداران معماری مدرن در غرب همچون لوکوربوزیه، آدولف لوس، میس ون در روهه، فیلیپ جانسون، پیتر بهرنز، آگوست پره، لویی سالیون و والتر گروپیوس به معماری‌ای روی آوردند که فرزند زمانه خویش باشد و با تکنولوژی روز جهان و با علم نوین همسو و هم‌جهت باشد.
اگر این نوع از معماری که نگارنده آن را با عنوان کپیتالیسم (به خاطر کپی کردن از یک سری ساختمان‌های رومی و یونانی) یاد می‌کند را بخواهیم با سایر سبک‌های مطرح معماری جهان مقایسه کنیم، درخواهیم یافت که از غافله تمدن بسیار عقب مانده‌ایم. این‌که ما در 2500 سال پیش اروپا درجا بزنیم جای افتخاری ندارد. اگر بنا به تقلید از گذشته باشد، معماری پارسی که ماحصل آن تخت‌جمشید و کاخ شوش و کاخ پاسارگاد است، بر آن حق تقدم دارد. اگر بناست که از معماری 2000 سال پیش روم باستان تقلید کنیم چه بهتر که از معماری اشکانیان و ساسانیان در بناهایی چون طاق کسری (ایوان مدائن)، کاخ فیروزآباد و کاخ سروستان بهره ببریم؛ اما عصر، عصر تقلید نیست، عصر حرکت رو به جلوست. عصر خلاقیت است. عصر نوآوری و تجدد و پیشرفت است. اگر بخواهیم همواره در همان دو هزار سال پیش زندگی کنیم که پیشرفتی صورت نمی‌گیرد. بناهای آن دوران متعلق به مردمان آن دوران است، همان‌گونه که مردمان قرن بیست و یکم همچون گذشتگان زندگی نمی‌کنند؛ بنابراین نمی‌توان در معماری، بناهای گذشتگان را تکرار کرد.

متأسفانه در دو دهه اخیر در شهر بزرگی چون تهران معماری‌ای رایج گشت تحت عنوان معماری رومی‌وار. این نوع معماری که جذابیت ظاهری بالایی داشت، مناسب افرادی است که قصد ابراز تفاخر و نوکیسگی خود را دارند. از این رو به مذاق تعدادی بسازوبفروش خوش آمد و کارفرمایان تازه به دوران رسیده‌ای نیز یافتند. در این بین استفاده از تکنیک‌های معماری همچون برجستگی‌ها و نیز نورپردازی‌های شبانه سبب شد که عامه مردم نیز این نوع معماری را در غیاب معماری وزین بپسندند. در صورتی که اگر معماری ایرانی به خوبی به آنها معرفی شود، شاید این چنین معماری نئوکلاسیک نتواند یکه‌تازی کند. اگر در وهله اول کارفرمایان و در درجه دوم معماران و همکاران معماری خوب را به کاربران معرفی کنند، مردم نیز بهتر تصمیم خواهند گرفت. کارفرمایان با سرمایه‌ای که دارند و معماران با تخصصی که دارند می‌توانند این مهم را به سرانجام برسانند. در غیر این صورت مردم کماکان کمال معماری را در چیزهایی خواهند دید که درست نیست. اگر عامه مردم بدانند که این نوع معماری از کجا آمده است، شاید از آن اینگونه استقبال نکنند. خوشبختانه حدود سه سالی است که در تهران استفاده از نمای رومی ممنوع اعلام شده است و به ساختمان‌هایی که با این نما انجام شوند، مجوزهای لازم داده نمی‌شود. اما در برخی شهرستان‌ها همچون رباط‌کریم و بهارستان که چشم به الگوی تهران دارند هنوز این تب و تاب وجود دارد.
متأسفانه بسیاری از فعالان حوزه شهرسازی و ساختمان‌سازی با مفاهیم و شاخصه‌های معماری ایرانی- اسلامی ناآشنا هستند و آگاهی و شناخت عمیقی از این امر وجود ندارد.
معماری تعریفی دارد و آن اینکه باید در ساختن‌ها، معمار ارزشی به معماری بیفزاید وگرنه کپی کردن از یک بنا چندان مورد اتفاق بزرگان معماری هیچ عصری نبوده است، به خصوص در سبک مدرن که به شدت مخالف تقلید از گذشته است. معماری‌ای که در دهه‌های اخیر در بخش اعظم تهران، از اقدسیه تا کهریزک شکل تهران را عوض کرده نوعی کپی‌کاری است که کپی را ارزش می‌داند. این روند سبب شد که تهران، پایتخت ایران صاحب تمدن چهره شهری چون رم پایتخت ایتالیا را به خود بگیرد. شاید اگر در خود رم هم قدم بزنیم این حجم از معماری کلاسیک را نتوانیم ببینیم که در شهر تهران و شهرستان‌ها شاهد آن هستیم.
اگر آدولف لوس و دیگر بزرگان معماری مدرن جهان در قید حیات بودند و به چشم خود معماری فعلی ایران را می‌دیدند، چه می‌کردند؟ معماری امروز ایران، معماری‌ای صرفاً تزئینی و نمایی است که به ظواهر اشیا دل بسته است و خالی از محتوای مطلوب است. متأسفانه نماهایی که در شهرهای ایران می‌بینیم پرشده از تزئینات پوچ و بیهوده‌ای است که معرف آن شهرها خواهد بود. در نماهای رومی جایی از بدنه نمای ساختمان را خالی از تزئین نمی‌بینیم و افسوس برای پیشینه هفت هزار ساله تمدن و معماری ایران می‌خوریم. کشوری که خود صاحب پیشرفت‌های بزرگی در معماری جهان بوده است، فرزندان آن اجنبی را بر او متقدم کرده‌اند. بیایید باری دیگر با افتخار به معماری اصیل ایرانی، بناهایمان را با فرهنگ و معماری بومی ایران بسازیم.

نویسنده: مجتبی بگوردی
دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی معماری

جهت مشاهده لیست دوره های معماری و دکوراسیون داخلی اینجا کلیک کنید.

مطالب مرتبط
تخریب خانه ملکه توران؛ آیا این عمارت میراث معماری بود؟
پل طبیعت جزء پنج انتخاب برتر ۳۰۰ معمار برجسته جهان
بهترین شهرهای دنیا برای دوستداران معماری
معماری ایرانی ؛ معماری ارگانیک
تعامل معماری و انرژی های پایدار (مطالعه موردی آس بادهای نشتیفان)